الشيخ السبحاني
57
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )
بزرگ قبيله بر موضع جراحت معالجه مىكردند . « 1 » اگر علايم جنون در كسى ظاهر مىگرديد ، براى راندن ارواح خبيثه به كثافات پناه برده ، كهنهء آلوده و استخوان مردگان را به گردنش مىآويختند . براى اينكه بچهء آنها ديو زده نشود ، دندان روباه و گربه را به نخى بسته و به گردن بچهها مىانداختند . هرگاه لب و دهان بچهها كورك مىزد ، مادر بچه غربالى به سر مىگرفت و از خانههاى قبيله ، نان و خرما جمع مىكرد و آنها را به سگها مىداد ، تا دانه و كورك لب و دهان فرزندش بهبودى پيدا كند و زنان قبيله مواظبت مىكردند تا بچههايشان از آن نانها و خرماها نخورند كه مبادا آنان نيز به همين درد گرفتار شوند . براى معالجه بيمارى جلدى ، مانند ريختن پوست بدن ، آب دهن به آن مىماليدند ، اگر بيمارى شخصى ادامه مىيافت ، تصور مىكردند كه بيمار ، حيوانى را مانند مار و غيره - كه متعلق به ديوها است - كشته است . براى پوزش خواستن از ديوها ، مجسمههايى از گل به صورت شتر درست كرده و جو ، گندم و خرما بر آن حمل كرده ، در برابر سوراخ كوه مىگذاشتند و فردا به همانجا بازمىگشتند . اگر مىديدند كه بارها دستخورده است ، آن را نشانهء قبولى هدايا دانسته و مىگفتند كه بيمار خوب خواهد شد و در غير اين صورت ، معتقد بودند كه چون هديه ناچيز بوده ، لذا ديوها آن را قبول نكردهاند . مبارزه اسلام با اين خرافات اسلام با اين خرافهها ، از راههاى مختلفى مبارزه كرده است . هنگامى كه عدهاى از اعراب بيابانى با آويزه جادويى و قلادههايى كه در آنها سنگها و استخوانها به بند كشيده مىشد ، بيماران خود را معالجه مىكردند ، خدمت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم شرفياب شدند و درباره مداوا با گياهان و داروهاى طبى پرسيدند ، رسول اكرم فرمود : لازم
--> ( 1 ) . اين معنا در اين شعر منعكس است : أحلامكم لسقام الجهل شافية * كما دماؤكم تشفى من الكلب